تبلیغات
فقط نوشتن ... - چطور سخن بگیم؟

چطور سخن بگیم؟

تاریخ:دوشنبه 8 شهریور 1389-10:46 ق.ظ

روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد كه مورد رنجش خاطر بهترین دوستش شد ، او بلافاصله از گفته خود پشیمان شده و بدنبال راه چاره ای گشت كه بتواند دل دوستش را بدست آورده و كدورت حاصله را برطرف كند .

 

او در تلاش خود برای جبران آن ، نزد پیرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا ،‌ از وی مشورت خواست ...

پیرزن با دقت و حوصله فراوان به گفته های آن خانم گوش داد و پس از مدتی اندیشه ، چنین گفت : تو برای جبران سخنانت لازمست كه دو كار انجام دهی و اولین آن فوق العاده سختتر از دومیست .

خانم جوان با شوق فراوان از او خواست كه راه حلها را برایش شرح دهد .

پیرزن خردمند ادامه داد : امشب بهترین بالش پری را كه داری ، ‌برداشته و سوراخی در آن ایجاد میكنی ،‌ سپس از خانه بیرون آمده و شروع به قدم زدن در كوچه و محلات اطراف خانه ات میكنی و در آستانه درب منازل هر یك از همسایگان و دوستان و بستگانت كه رسیدی ،‌ مقداری پر از داخل بالش درآورده و به آرامی آنجا قرار میدهی .

بایستی دقت كنی كه این كار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام كرده و نزد من برگردی تا دومین مرحله را توضیح دهم ...!

خانم جوان بسرعت به سمت خانه اش شتافت و پس از اتمام كارهای روزمره خانه ، شب هنگام شروع به انجام كار طاقت فرسائی كرد كه آن پیرزن پیشنهاد نموده بود .

او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاریكی شهر و در هوای سرد و سوزناكی كه انگشتانش از فرط آن ، یخ زده بودند ، توانست كارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پیرزن خردمند بازگشت ...

خانم جوان با اینكه بشدت احساس خستگی میكرد ، اما آسوده خاطر شده بود كه تلاشش به نتیجه رسیده و با خشنودی گفت  :‌بالش كاملا خالی شده است !

پیرزن پاسخ داد : حال برای انجام مرحله دوم ، بازگرد و بالش خود را مجددا از آن پرها ،‌ پر كن ، تا همه چیز به حالت اولش برگردد !!!

خانم جوان با سرآسیمگی گفت : اما میدونید این امر كاملا غیر ممكنه ! باد بیشتر آن پرها را از محلی كه قرارشان داده ام ،‌ پراكنده است ، ‌قطعا هرچقدر هم تلاش كنم ، ‌دوباره همه چیز مثل اول نخواهد شد !

پیرزن با كلامی تامل برانگیز گفت : كاملا درسته !

هرگز فراموش نكن كلماتی كه بكار میبری همچون پرهائیست كه در مسیر باد قرار میگیرند .

آگاه باش كه فارغ از میزان صممیت و صداقت گفتارت ، دیگر آن سخنان به دهان بازنخواهند گشت ، بنابراین در حضور كسانی كه به آنها عشق میورزی ،‌ كلماتت را خوب انتخاب كن ...   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:13 ب.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but
I find this matter to be really something that I think I would never understand.
It seems too complicated and extremely broad for me.
I'm looking forward for your next post, I'll try to get
the hang of it!
nel
جمعه 12 شهریور 1389 03:30 ب.ظ
آدمها چه راحت با جابجایی یک نقطه از خدا جدا می شوند!

پاسخ عارف میرزایی (مدیر وبلاگ) : حتی بعضی خیلی راحتتر از یک نقطه.
Black Rose
چهارشنبه 10 شهریور 1389 11:46 ب.ظ
سلام...چرا ناراحت شم؟؟؟؟اصلا...میگم حالا که اینطوره پاشو بیا ببینم این دختره چرا خودشی کرده؟؟؟؟؟
پاسخ عارف میرزایی (مدیر وبلاگ) : خوب مخاطب جذب میکنیا.آخه چه ربطی داره عزیز من.
[گل]سیاه
سه شنبه 9 شهریور 1389 09:55 ب.ظ
ای کاش ما در برابر اونایی هم که دوستشون نداریم((افراد عادی))یا حتی اونایی که باهاشون دشمن بودیم هم میشد مواظب حرف زدنمون باشیم...اونجور......
سلام آق عارف...بازم ممنون از لطفت...جوابتو دادم...البته موقعی منظورمو ازش کاملا میگیری که به سوال منم که همونجا نوشتی جواب بدی...حاضری؟؟پس بدو بیا تا رز سیاه خشک نشده!!!بای
پاسخ عارف میرزایی (مدیر وبلاگ) : اومدم و جوابت رو هم دادم از دستم ناراحت نشو کارم اینه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo